محتاج
دوشنبه دهم مرداد 1384 (13:23)
دوشنبه دهم مرداد 1384 (13:23)
صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
عاشق ترین عاشق کاش سرنوشت جز این می نوشت
محتاج دوشنبه دهم مرداد 1384 (13:23) دوشنبه دهم مرداد 1384 (13:21)
شب سردی است و من افسرده.
راه دوری است و پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم تنها از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها. فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی . نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است. هر دم این بانگ بر آرم از دل : وای این شب چقدر تاریک است. خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است . دیگران را غمی هست در دل غم من لیک غمی جانکاه است |
FreeCod Fall Hafez
خدمات وبلاگ نويسان جوان