سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384 (11:33)
صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
عاشق ترین عاشق کاش سرنوشت جز این می نوشت سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384 (11:33)
درسته هانیه؟؟ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384 (10:35) حقیقت زندگی هيچوقت به کسی که دوستش داری دوست داشتنت رو نشون نده نذار بفهمه که دوستش داری چون اگر بفهمه به نظرش کوچک و خار میآی و ازت زده میشه چون میدونه هرموقع بخواد تورو داشته باشه می تونه به سراغت بياد و اینطوری تو ارزشه خودت رو از دست میدی هيچوقت بيشتر از يک بار کسي رو نبخش و به راحتی از اشتباهش نگذر چون عادت میکنه هرکاری ميخواد باهات بکنه و بياد بگه ببخشيد و این عادتش بشه تو يه انسان هستی و ارزشه تو بالا هست عشق دوست داشتن چيزه شيرينيه اما تو این زمونه ديگه عشق واقعيی وجود نداره پس اول به خودت فکر کن و بعد به عشق و کسی که دوست داری شايد فکر کنی من آدم سنگدليم اما اینو بدون : تجربه با اینکه سنگين بوده اما اینو به من آموخته هيچوقت این کارو نکردم به حرف خودم و به حرف عقل گوش ندادم اما بهايی سنگينی برای این دادم براي تجربه ای که میگه اول تو و بعد عشق توصيه نمیکنم اینو گوش بدی و به حرف من عمل کنی ا ما يادت باشه اگه تو واسه خودت ارزش قائل نباشی واسه ديگرانم ارزش نداری پس اگه این کار را بکنی باور کن که ديگه قلبت نمیشکنه و غرورت خورد نمیشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و اینطوری ارزشت بيشتر میشه پيش اونی که دوستش داری
یادته هانیه؟ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384 (10:30)
هانیه هنوزم دوست دارم یکشنبه بیستم شهریور 1384 (12:8) شنبه نوزدهم شهریور 1384 (20:39) زندگی رسم خوشایندیست زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه ی عشق زندگی چیزی نیست که لبتاقچه عادت از یاد من و تو برود زندگی جذبه ی دستیست که می چیند. زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است زندگی بعد درخت است به چشم حشره زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری ست که در خواب پلی میپیچد زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است زندگی مجزور اینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما زندگی هندسه ساده . یکسان نفسهاست شنبه نوزدهم شهریور 1384 (20:35) از این بالا نگا کردم, زمین منو صدا میزد
جوک جوک جوک شنبه نوزدهم شهریور 1384 (20:18)
هواپيماي تركه داشته سقوط ميكرده و همه دارن از ترس ميميرن ولي تركه عين خيالش نيست . به تركه ميگن هواپيما داره سقوط ميكنه ميگه به درك ارث بابام
كه نيست به كرده ميگن چرا هواپيما بلند ميشه ؟ ميگه اخه خدمه هواپيما دخترن تركه ميره مانور اسير ميشه تركه ميره مسابقه قران ميگن دوست داري چه مقامي كسب كني . مگه مقام معظم رهبري تركه سر كنكور يه كم فكر ميكنه مغزش رگ به رگ ميشه بسيجيه ريس فدراسيون شطرنج ميشه. شاه رو ور ميداره به جاش امام ميزاره تركه قهرمان شنا ميشه ازش ميپرسن از كجا شروع كردي ميگه والا از زميناي خاكي كرده نماز ميخونده زنش صداش ميزنه .كرده كلي شاكي ميشه ميگه وقتي نماز ميخونم ديگه خدارو هم نميشناسم |
FreeCod Fall Hafez
خدمات وبلاگ نويسان جوان