چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 (14:46)
صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
عاشق ترین عاشق کاش سرنوشت جز این می نوشت چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 (14:46) سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 (19:23)
انتظار ونوسی های ایرانی از مریخی ها سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 (14:49) ونوسی ها در ایران این گونه فکر می کنند
اگه قهر کردم و گفتم دارم از خونه میرم بگو نرو درو باز کردم و گفتم واسه همیشه میرم بگو نرو اگه گفتم دیگه دنبالم نیا گوشه کنار منو نپا شب تا سحر چشمام بیدار برو تو خواب من نیا بگو نرو پیشم بمون دوستت دارم اینو بدون اگه ناز کردم و با عشوه صدات کردم یه قطره اشک تو چشام بود یواشکی نگات کردم یواشی رامو کج کردم یا جای منه یا تو بد اخلاقی ولج کردم نگاهی تو چشمام کن منو عاشق فردام کن یه جوری التماسم کن با گریه هات کبابم کن آخه من رفتنی نیستم بی تو موندنی نیستم دلم بید و تو مثل باد ولی لرزیدنی نیستم یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 (21:45)
دستان مرا بگیر حسرت نمی گذارد تو را فراموشت کنم و عشق مانع ایست قلبی و تنها نگاه تو می تواند مانع از این مرگ شود دوستت دارم و می خواهم در کنار من بمانی بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود و در کنارت بودن را احساس کنم ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی و دستان مرا در حالی که تو را نشانه رفته اند و تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس کنی لحظه لحظه های تنهایی من با تو و به یاد تو پُر می شود و بِدان
راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست هانیه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 (21:40) ![]() من كه ادعا نكردم ![]()
نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم
![]() ![]() ![]() ![]()
دلم برات تنگ شده هانیه!! یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384 (21:36)
![]() چه می شد که مرزی نبود
برای نثار محبت و انسان کمال خدا بود چرا نه چه می شد که نبض گل سرخ طپش های هر قلب عاشق وعشق آخرین حرف ما بود چرا نه چه می شد که دست من و تو پل محکم عشق می شد برای تمامی دنیا و دنیا پر از شوق پروانه ها بود و جنگل رهاورد گل دانه ها بود چرا نه چرا نه چه می شد که اندوه ما را شبی باد همراه می برد و فردا هوایی دگر داشت گل مهربانی به بر داشت چه می شد که خواب گل ناز به رویای ما رنگ میزد و رویا همان زندگی بود چرا نه چرا نه و دل شیشه غصه بر سنگ میزد چه می شد که انسان عاشق دلش پروانه می شد و دنیا پر از بال بود چرا نه وبا عشق می ماند با عشق می خواند چه می شد که انسان کمال خدا بود چرا نه چرا نه؟ چه می شد بلوغ ستاره فضای شب تیره زندگی را پر از شعر خورشید می کرد چه می شد فروغ سپیده کویر همه آرزوی ما را گلستانی از عشق و امید می کرد چه می شد که هو هوی مرغ شباهنگ دل صخره و کوه را آب می کرد و دریا حریم غم و غصه هاشو گذرگاهی از عشق مهتاب می کرد چرا نه ؟چرا نه؟؟؟
تمام آرزو های منی ای کاش یکی از آرزوهای تو بودم شنبه بیست و سوم مهر 1384 (16:24)
سلطان قلبم تو هستی(مهدی) شنبه بیست و سوم مهر 1384 (14:52) یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم طاقت نداره دلم دلم بی تو چه کنم؟!!! پیش عشقی زیبا زیبا جیلی کوچیکه دنیا دنیا با یاد توام هرجا هرجا ترکت نکنم سلطان قلبم توهستی تو هستی در وازه های دلم را شکست پیمان یاری به قلبم تو بستی با من پیوستی اکنون اگه از تو دورم به هرجا بر یار دیگر نبندم دلم را سرشارم از آرزو تنها ای یار زیبا.........
|
FreeCod Fall Hafez
خدمات وبلاگ نويسان جوان