دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 (2:28)


تو چشم تو یه حادثه ست که از ستاره سرتره
نجابتی تو چشماته که آبرومو میخره
خاطره هام مال خودم تموم شعرام مال تو
اگه بری تو قصه هام باز هم میام سراغ تو
واسه چشمات پر شعرم تو دلیل قصه هامی
هر نفسم نفس تو مث غم توی صدامی
نازکم از تو نوشتم گل من ترانه ای تو
مث تنهائی عاشق پر عاشقانه ای تو
منو ببر به شهر عشق گلایه هاتو خط بزن تو آرزوی آخری
اگه پر از مصیبتی غما تو هدیه کن به من تو آبرومو میخری
یه نیمه جون زخمی ام بیا بیا نفس بده نفس توئی هواتوئی
داغ چشاتو وا کنو ستاره هامو پس بده که مالک صدام توئی
واسه چشمات پر شعرم تو دلیل قصه هامی
هر نفسم نفس تو مث غم توی صدامی
نازکم از تو نوشتم گل من ترانه ای تو
مث تنهائی عاشق پر عاشقانه ای تو
منو ببر به شهر عشق گلایه هاتو خط بزن تو آرزوی آخری
اگه پر از مصیبتی غما تو هدیه کن به من تو آبرومو میخری
یه نیمه جون زخمی ام بیا بیا نفس بده نفس توئی هواتوئی
داغ چشاتو وا کنو ستاره هامو پس بده که مالک صدام توئی
اشکي که بي صداست
پشتي که بي پناست
دستي که بسته است
پايي که خسته است
دلي که عاشق است
حرفي که صادق است
شعري که بي بهاست
شرمي که اشناست
دارايي من است
ارزاني شماست
باور کن صدامو باور کن صدایی که تلخ وخستس
باور کن قلبمو باور کن قلبی که کوهه اما شکستس
باور کن دستمو باور کن که ساقه ی نوازشه
باور کن چشم منو باور کن که یک قصیده خواهشه
وسوسه ی عاشق شدن التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردنت اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست مثل غزل چه عاشقانه س
پر وسوسه مثل سفر مثل غربت صادقانه س
باور کن اسممو باور کن من فصل بارون برگم
مترود باغ و گل و شبنم درختم
درخت خشکی تو دست تگرگم
باور کن همیشه باور کن
که من به عشقت صادقم
باور کن حرف منو باور کن
که من همیشه عاشقم

دكتر شريعتي :
دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما :کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.....



