تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان عاشق ترین عاشق

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

عاشق ترین عاشق
کاش سرنوشت جز این می نوشت
من نباشم
دوشنبه یازدهم شهریور 1387 (3:22)

 

 من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
 کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
 راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
 من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
 کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو
می کنه بدرقه ی راه بلند سفرت ؟
 من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
 راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد
 واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب می ده ؟
 من نباشم کی میاد با خواهش و با التماس
 با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس
 منت چشماتو می کشه فقط به این امید
 که بهش بگی برو ، شعرای تو پر از خطاس
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
 کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا ؟
 واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
 من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
 کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
 من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه ؟
 با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
 تو تو هر هوایی باشی ،‌ باز تو دنیات می مونه ؟
 من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
 من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو ؟
 با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تو رو
 تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم
 کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
 من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
 کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
 من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
 ولی بی انصافیه ،اینم بگم ، من نباشم
 کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش ؟
 من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
 کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
 من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو
 همه ی مردم دنیا رو سیاپوش می کنه ؟
 من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟
 هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
واسه ی من افتخاره ، نگی منت می ذاره
ولی که اندازه ی من ، زیبا ‌زیبا می کنه ؟
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
 کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
 کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس
 با نهایت جنون و عاشقی شونه می ده ؟
 من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
 دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه ؟
 کی میاد به جای طرحای قدیمی و زیاد
روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه ؟
 من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
 هر چی برگردونی رو تو ، باز تو رو صدا کنه
 کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و
 انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟
 من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
 اولش ساده به این نبودن عادت می کنی
 اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم
 نمی گی اما یه کم ، احساس غربت می کنی
 من نباشم اگه حس کردی یه کم غریب شدی
 از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
 بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
 بنویس فقط تویی ، چون دیگه بی رقیب شدی
 من میام گذشته رو می دم دس آب روون
 بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون
اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر آسمون
 من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد
 اگه امتحان می کردی تو ، چه قد چیزا می شد
 بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من
 نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد ؟
 من نباشم می دنم فکر می کنی خود خواهیه
 ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
 هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه
 عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
من نباشم ولی نه ،‌ باید خودت بگی بیا
 تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا
 دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم
قلبامون سنگی شدن ،‌ رنگ دلامونم سیا
 من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن
 دوس دارن باهات بسازن و لیکن نمی تونن
 من می رم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون
 اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن

| نوشته شده توسط مهدی
او رفت تا بماند
دوشنبه یازدهم شهریور 1387 (3:21)

 

 این سطر مختصر را گفتم که او بخواند 


 هر چه به او نگفتم می خواهم او بداند

 
 او اولش نمی خواست ترکم کند ولیکن


 فهمید راز من را ،‌ او رفت تا بماند

| نوشته شده توسط مهدی
می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی
دوشنبه یازدهم شهریور 1387 (3:11)

 

نمی خوام از آسمون چیزی برات بیارم 


 عکستو رو قله ی هیمالیا بذارم


 نمی خوام از پشت ابر ماهو واست بچینم


فقط تو خواب و رؤیا تو باشی در کنارم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام تو رویام سوار ابرا بشم


 تو آرزوی کالم باز با تو تنها بشم


 من نمی خوام که با شعر حرفمو گفته باشم


توی خیالم واسه تو شب یلدا باشم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام فکر کنی که عاشقیم یه حرفه


 یه کم اگه نباشی آب می شه ، مثل برفه


دلم می خواد بدونی دلم مث یه دریاس


به وسعت نگاهت ، عمیق و خیس و ژرفه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام بگم که چشات خود ستارس


 چشات اگه نباشه ستاره بی اشارس


من نمی خوام رو کاغذ فقط نوشته باشم


 دیدن روی ماهت تولد دوبارس


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام بگم که صد بار واسه تو مردم


 قد تموم دنیا عاشق و دلسپردم


می خوام خودت حس کنی بدون طعم حرفت


چه قدر تو قحطی نور ، لحظه ها رو شمردم


می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

 
 من نمی خوام بهار شه ،‌من عاشق پاییزم

 
 پاییز می شه عاشق تر واسه تو اشک می ریزم


من نمی خوام عاشقیم مثل بقیه باشه


 فقط بگم فدات شم ،‌فقط بگم عزیزم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام با چشمام بهت بگم دیوونم


 من دوس دارم بگی که ، نگو ، خودم می دونم


 من نمی خوام آخر قصه مونو بدونی


من نمی خوام زبونی بگم پیشت می مونم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


نمی خوام از اون بالا ماهو برات بدزدم


 یا که نشونت بدم عاشقیمو با غصم


من نمی خوام که دنیا فقط تو رؤیا باشه


 از گلای ارکیده قصری برات بسازم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام داشتنت ،‌واسه من آسون بشه


 نعمت با تو بودن ، اینجا فراوون بشه


 من نمی خوام با خودت ، بگی که نه محاله


مهدی! عاشق من ، شبیه مجنون بشه

 
 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی

 
 شاید با برق چشمات ، مرگو آسونتر کنی

 
 من نمی خوام بگم که بباری بارون میاد

 
 به خاطر تو چشم گلای رز خون میاد


 من نمی خوام فکر کنی حرفای عاشقونم


همین جور آسون می ره ، همین جور آسون میاد


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام که کوه و بشکافمش با تیشه


پر سیاوشونو ببرمش با ریشه


 من نمی خوام تو نامه یه قولی داده باشم


 که می مونم کنارت حتی پس از همیشه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


نمی خوام این نوشته ، کارا رو بدتر کنه

 
 پلکاتو سنگین کنه ، اون چشاتو تر کنه


 من نمی خوام با حرفام یه وقت دلت بلرزه


 آتیش تصمیممو رنگ خاکستر کنه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام بگی نه ، می خوام برات بمیرم


 برای اولین بار اجازه نگیرم


من نمی خوام فکر کنی ، رها می شم با مردن


مرگ منم می گه که صید توام اسیرم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


دیگه دارم می میرم ببین چشامو بستم


 به عشق مردن برات ، تو انتظار نشستم


من نمی خوام که قلبی برای من بشکنه


من نمی خوام بشکنی ، من واسه تو شکستم


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من واسه ی تو مردم ، این حرف آخرینه


 دوس ندارم به جز تو ، کسی اینو ببینه


 تو توی آسمون باش ، این جاها جای تو نیست


 تو قلب آسمونی ، اینجا زیر زمینه


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی


من نمی خوام گل برام بیاریی پرپر کنی


این شعر آخریمو یه وقت از بر کنی


بقیه روزای طلایی عمر تو


یه وقت خدا نکرده با سرزنش سر کنی


 می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی


 شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی



 

| نوشته شده توسط مهدی
وقتی که عاشقم شدی
شنبه نهم شهریور 1387 (23:14)

 

 وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود 


 تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود 


 تنگ بلوری دلت درست مث دل من 


 کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود 


 وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی 


 توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود 


 چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم 


 که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟


 تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید 


 راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود 


 دیگه نه از تو خبی بود ،‌ نه از آرزوهات

 
 قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود 


 یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و 


 اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود


تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی

 
 عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود


نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی


 کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود 


 قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت 


 کسی که رو زخمای قلب من مث نمک بود


 

| نوشته شده توسط مهدی
اگه تو مال من بودی
شنبه نهم شهریور 1387 (23:5)

 

 اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد


پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع می کرد


 اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش می رسید


 مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش می رسید


 اگه تو مال من بودی همه خبردار می شدن


 ترانه های عاشقی رو سرم آوار می شدن


 اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم


 پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم


 اگه تو مال من بودی انقد غریب نمی شدم


 من چی می خواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم


 اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود


 دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود


 اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت


 تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت


 اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت می شد


 قصه ی عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت می شد


 اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور


 یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور


 اگه تو مال من بودی ،‌ می ذاشتمت روی چشام


 بارون می خواستی می بارید ، ابر سفید گریه هام


 اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت


 شمعی که پروانه داره ، اشک غم انگیز نمی ریخت


 اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت


 آدما دارا می شدن ، دنیا دیگه فقیر نداشت


 اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی


 پس می رم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی



 

| نوشته شده توسط مهدی

FreeCod Fall Hafez

خدمات وبلاگ نويسان جوان