غروب همیشه واسه من...
دوشنبه سوم مهر 1385 (12:57)
دوشنبه سوم مهر 1385 (12:57)
صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
عاشق ترین عاشق کاش سرنوشت جز این می نوشت
غروب همیشه واسه من... دوشنبه سوم مهر 1385 (12:57)
عاشق هرکس شدم شد نصیبم دیگری چهارشنبه نهم آذر 1384 (16:49) عاشق هرکس شدم شد نصیبم دیگری
دل به هرکس دادم زد به قلبم خنجری
من سخاوت دیده ام دل به هرکس می دهم
شر م دارم پس بگیرم انچه بخشیده ام
نداند رسم ياري بيوفا ياري که من دارم
به آزار دلم کوشد دلازاري که من دارم
وگر دل را به صد خواري رهانم از گرفتاري
دلازاري دگر جويد ، دل آزاري که من دارم
به خاک من نيفتد ، سايه سرو بلند او
ببين کوتاهي بخت نگون ساري که من دارم
گهي خاري کشم از پا ، گهي دستي زنم بر سر
به کوي دلفريبان ، اين بود کاري که من دارم
دل رنجور من از سينه ، هر دم مي رود سويي
زبستر ميگريزد طفل بيماري که من دارم
زپند همنشين ، درد جگر سوزم فزون تر شد
هلاکم مي کند آخر ، پرستاري که من دارم
رهي ، آن مه به سوي من به چشم ديگران بيند
نداند قيمت يوسف ، خريداري که من دارم
و ...
طريق عشق پر آشوب و فتنه است
بيفتد آنکه درين راه با شتاب رود ! ! !
بی انصاف یکشنبه ششم آذر 1384 (14:17)
حرفای تو یه دروغه که دلم رو می شکنه اما قلب من می گه که از تو دل نمی کنه
نم نم بارون آبی که یه شیشه می زنه توی خلوت دلم پرنده پر نمی زنه
گریه ی ا برا دروغ قصه ی چشات دروغ دا رم از نگات می خونم همه ی حرفات دروغ
خسته شدم طاقت غم ندارم عاشقی رو باید یادت بیارم
دروغ نگو مال منی همیشه حرفات دیگه باور من نمی شه
گریه ی ابرا دروغ قصه ی چشات دروغ دارم از نگات می خونم همه ی حرفات دروغ
|
FreeCod Fall Hafez
خدمات وبلاگ نويسان جوان